خرید مقاله کاربرد اصطلاحات و تعبیرات در ترجمه

گروه ها: ترجمه ورد word2013/10/6بدون نظر

پائیز 86از منبع موثق، از منبع دست اول ، از دهن خودش شیطنت کردن            Straight from the horses mouth horse around (page 8&9)تکلیف چیزی را روشن کردن    Get sth straightقیافه جدی به خود گرفتن ، جلوی خنده خود را گرفتن    Keep a straight faceحقایق را برای کسی روشن کردن – کسی را از اشتباه در آوردن    Put/set sb  straightچیزی را جمع و جور کردن ، چیزی را مرتب کردن     Put sth straightمثل سیخ ، قرص و محکم ، صاف و راست     (as) stiff/straight as a ramrod.1صاف و مستقیم .2  رو راست ، صادق ، رک    (as) straight as arrow/a die(محاوره) راه راست    The straight and narrow(در آمریکا ، سیاسی) به تمام لیست رای دادن    Vote the straight ticketیک انتخاب ساده ، یک انتخاب مشخص    A straight choiceمستقیم رفتن ، راست رفتن    Keep straight onدقیق تیر اندازی کردن    Shoot straightزندگی شرافتمندانه ای در پیش گرفتن    Go straightفوری ، بدون فوت وقت ، فورا ، بی درنگ ، بی وقفه ، همین الان    Straight away/offصاف و پوست کنده ، رک و راست     Straight from the shoulderصاف و پوست کنده ، رک و راست ، بی درنگ ، بلافاصله ، فورا ، بدون تأمل    Straight out (در بریتانیا، علیانه) (در سوال) راست راستی ، جدی ، تو را خدا ، به خدا ، والله    Straight up یکراست سر اصل مطلب رفتن    Come straight to the point(اسب دوانی) اسب ناشناخته  ، (مجازی) (آدمی با) استعداد ناشناخته     A dark horseاین امری است علیحده ، این مطلبی است جداگانه    It’s a horse of another colourروی اسب بازنده شرط بندی کردن (مجازی) طرف بازنده را گرفتن، از بازنده حمایت کردن ، راه غلط رفتن ، محاسبه کردن    Back the wrong horse خود را فروختن ، مغرور شدن ، بادکردن ، فخر فروختن    Be/get/ride on ones high horseخوب خوردن ، اشتهای خوبی داشتن     Cat like a horse خوب کار کردن ، پر کار بودن    Work like a horseزور بیخودی زدن ، سر خود را به دیوار کوبیدن ، یک مسئله منتفی شده را از نو زنده کردن     Flog a dead horse(محاوره) تأمل کردن ، درنگ کردن ،زود تصمیم نگرفتن     Hold one’s horseدندان اسب پیشکشی را نمی شمرند    Don’t/never look a gift horse in the mouthاگر طرف خودش نخواهد با زور نمی شود کاری را از پیش برد    You can take a horse to the water, but you can’t make him drink (prov)سرنا را از سر گشادش زدن ، قضایا را وارونه دیدن ، خیار را از ته گاز زدن    Put the cart before the horseوسط کار نظر خود را عوض کردن    Change / swap horses in midstreamاز منبع دست اول ، از منبع موثق ، از دهن خودش    (straight) from the horse mouthسواره نظام سبک اسلحه     Light horseنوشدارو بعد از مرگ سهراب آوردن ، حکم قبای بعد از عید را داشتن    Lock the stable door after the horse has bolted(محاوره) شلوغی کردن ، جنجال به پا کردن    Horse about/ aroundدهن کسی لق بودن ، دهن لق بودن ، دهان کسی چفت و بست نداشتن    Have got a big mouthهمه اش حرف زدن و هیچ عمل نکردن ، حرف مفت زدن    Be all mouth no actionدر دهانت را ببند! حرف مفت نزن!     H don’t want any mouth from you!پنج سر عائله ، پنج سر نان خور    Five mouths to feedقیافه حق به جانب /مظلوم به خودگرفتن، خود را به موش مردگی زدن     look as if / though butter wouldn’t melt in sb’s mouthبه طور شفاهی ، شفاهاً    By wood of mouthغمگین ، افسرده ، کسل ، بی حوصله     Down in the mouth (محاوره) در ذهن خود را بستن ، جلوی زبان خود را نگه داشتن     Keep one’s mouth shotتجربه تلخی بودن، خاطر و تلخی به جا گذاشتن ، توی ذوق زدن    Leave a bad / nasty taste in the mouth هر چه گیر کسی می آید خرج کردن ، به فکر فردا نبودن 2-دست بودن زندگی کردن محتاج به نان شب بودن    Live from hand to mouthدندان اسب پیشکشی را نمی شمرند!    Don’t look a gift horse in the mouthحرف راست را از دهن بچه بشنو!     Dot of the mouths of babes and suckling!(محاوره) مبالغه کردن ، چاخان کردن ، لاف زدن ، پز دادن ، بندر آب دادن ، حرف زیاد زدن    Shoot one’s mouth offحرف تو دهن کسی گذاشتن    Put words into sb’s mouth(محاوره) جلو دهن کسی را گرفتن، مانع حرف زدن کسی شدن    Shut one’s/ sb’s mouthنان کسی را آجر کردن ، روزی کسی را بریدن    Take the bread out of sb/mouthحرف دل کسی را زدن ، آنچه را که کسی می خواهد بگوید گفتن    Take the words out of sb’s mouthدهان کسی را آب انداختن    Make sb’s mouth waterحسابی ترسیده بودن ، زهره ترک شدن ، دل کسی فرو ریختن    Have one’s heart in one’s mouth(محاوره ) چرا حرف نمی زنی ؟ چرا صدات در نمی آد ؟ چرا لال شدی ؟ گربه زبانت را خورده    Cat got your tongue? (page 10)(محاوره) یک ذره شانس نداشتن ، کوچکترین شانسی نداشتن     Not have a cat in talks chanceفضولی موقوف ، فضول رو بردند جهنم گفت هیزمش تر است    Curiosity killed the cat(محاوره) کثیف و نا مرتب بودن    Look like something the cat brought in
گروه
قیمت
3500 تومان
توضیح
21 صفحه
پسورد
بدون پسورد
نمایش
1,015 نمایش
رتبه
(بدون رتبه)
خرید آنلاین
به توضیحات زیر توجه کنید:
۱- فایل ها بصورت تدریجی بر روی سایت آپلود می شوند.
۲- در صورت اشکال در دانلود از طریق فرم دیدگاه ها به اطلاع ما برسانید تا فایل برای دانلود زودتر قرار داده شود.
۴- اگر اشکالی در پروژه ها قرار دارد، از طریق فرم دیدگاه به اطلاع ما برسانید.
۵- سایت هیچگونه مسئولیتی در برابر پروژه های قرار داده شده ندارد.
6- اگر کلید واژه های پروژه ها مناسب نیستند، از بخش نظردهی برای ما ارسال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

راهنمای سفارش پروژه

وبسایت بانکستان پروژه های سفارشی شما را بصورت رایگان، نیمه رایگان و یا با هزینه برای شما آماده و به شما تحویل می دهد. این بستگی به نوع پروژه شما و زمانی که برای آماده سازی آن طول خواهد کشید دارد. در صورتی که پروژه شما قابل استفاده برای دیگران باشد و شما تایید کنید […]

راهنمای سفارش پروژه

وبسایت بانکستان پروژه های سفارشی شما را بصورت رایگان، نیمه رایگان و یا با هزینه برای شما آماده و به شما تحویل می دهد. این بستگی به نوع پروژه شما و زمانی که برای آماده سازی آن طول خواهد کشید دارد. در صورتی که پروژه شما قابل استفاده برای دیگران باشد و شما تایید کنید […]

آمار